|
|
|
||||
|
می خواستم بدانم که چرا سولفوریک اسید بافت های زنده را به شدت تخریب می کند؟ توسط زهرا
اسید سولفوریک به هر نسبتی با آب امتزاج پذیر است . وعامل آبزدای بسیار قوی است .واکنش آن با آب بسیار گرمازا واز این رواختلاط آب با اسید غلیظ باید با احتیا ط بسیار وبه آرامی به کمک همزن شیشه ای وبا افزایش اسید به آب صورت گیرد . تمایل این اسید به ترکیب با آب آن قدر زیاد است که ازهر بافتی که دارای اتم های هیدروژن واکسیژ ن است این دو اتم را به صورت آب حذف می نماید. افزایش چند قطره اسید به شکر ( ساکارز ها) و یا الیاف سلولزی نظیر پنبه ویا بافت های جانوری دراندک مدتی ازاین بافت ها هیدروژن واکسیژ ن را به صورت آب حذف ٬ و کربن را بر جا می گذارد واین فرایند ها همراه با آزاد شدن انر ژی زیادی است و بسیار خطر ناک می باشد .
چرا اکسید کلسیم آزاد در سیمان در اتیلن گلیکول داغ حل میشود؟ اتیلن گلیگول HO-CH2-CH2-OH مایع نم پذیر ودارای دو عامل OH - می باشد . که می تواند به راحتی در دوسر مولکو ل پیوند هیدروژنی تشکیل دهد وبه همین علت دارای نقطه جوش بالایی ( 197 oC ) می باشد .اتیلن گلیگول قدرت حلال پوشی خود را مانند مولکول آب مدیون گروه OH -است . گروه عاملی OH - کاتیون ها را از طریق زوج الکترون های نا پیوندی بر روی اکسیژن و آنیون ها را از طریق پیوند هیدروژنی حلال پوشی می نماید . به این گونه حلال ها پروتونی می گویند.
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 9:35 توسط هوشمند
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عید سعید غدیر بر عاشقان ولایت مبارک باد .
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 13:56 توسط هوشمند
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یلدا بازی
اما من بی تقصیرم براساس دعوت دوست وهمکار ارجمند خانم راستگو به با زی یلدا دعوت شدم . واما 5 خصوصیت من اول این که از رنگ های روشن وشفاف مانند آبی خوشم می آید وازرنگ های تیره وکدر مانند سیاه بدم می آید. دوم این که از صدای جغد واقعا متنفرم وبا شنیدن آن متوحش می شوم . سوم این که عاشق بچه ها هستم واز مصاحبت وهمدلی با جوان ها لذت می برم . وراستش را بخواهید بچه هایم دلیل زندگی من هستند . چهارم این که وقتی تصمیم به کاری بگیرم دیگر بسیارسخت می توان من را منصرف کرد وراستش در اجرا واتمام آن بسیار عجول هستم پنجم ای که گلها ( بخصوص مریم ویاس رازقی ) وپرندگان (فنج) وماهی ها ( کوپی ) را بسیار دوست دارم. واین هم گوشه ایی ازگذشته ها: اول این که درسال های ابتدایی معلم بسیار خوشرو یی داشتم که بسیار مورد علاقه من بودند وهستند و یادشان بخیر. آن زمان من دررفسنجان درس می خواندم. ایشان گاهی اوقات کلاس را به من می سپردند واین باعث شد از آن زمان به معلمی علاقمند شوم وشاید باور نکنید که هنوز هروقت به رفسنجان می روم با ایشان تماس می گیرم وحال که باز نشسته شدم هیچ احساس پشیمانی نمی کنم زیرا سال های خوبی را با جوان هاسپری کردم که نگذشت گذر عمر را احساس کنم ویا تلخی غربت زیاد آزار دهنده باشد. دوم این که در دوران دبیرستان دو دبیر شیمی داشتم که مرا به فراگیری شیمی علاقمند نمودند. سوم این که دوران دانشگاه سال های پر خاطره ایی برای من بود .اوج شکل گیری انقلاب .... یادم می آید . یک دفعه استاد شیمی آلی ما دکتر کهن که معاون دانشکده نیز بود. به همه دانشجویان نمره کمی درمیان ترم داده بود وهمه نسبت به تصحیح ورقه معترض بودیم .همگی عقلهایمان را روی هم ریختیم که این موضوع را با ایشان در میان بگذاریم . اما قبل از ما چندی نفری به قول جوان ها شیرین عسل زودتر به استاد خبر دادند .وایشان هم که بسیار خودرای بودند . وقتی استاد وارد کلاس شد بدون توجه به دانشجویان تخته پاکن را برداشتند وبه پاک کردن تخته مشغول شدند طبق برنامه ریزی قبلی یکی از دانشجویان شروع کرد تا اعتراض بچه هارا بیان کند که یکدفعه استاد درجواب گفت هرکه اعتراض دارد از کلاس بیرون ماهم که منتظر بودیم یکی یکی وبا آرامش تمام از کلاس بیرون رفتیم ویک کلاس 70-80 نفری تبدیل به یک کلاس 3نفری شد واستاد مات ومبهوت فقط درکلاس را بست وماهمگی درحیاط دانشکده روی زمین نشستیم .پنجره های آزمایشگاه هابه حیاط دانشگاه باز می شد طولی نکشید از هر پنجره سری بیرون آمد ومتعجب به ما نگاه می کردند عاقبت یکی از مربیان آزمایشگاه آمد علت را پرسید ووقتی متوجه جریان شد زد زیر خنده که هرکه گلایه ای دارد به دکتر کهن مراجعه میکند حالا شما به چه کسی می خواهید مراجعه کنید . چهارم این که همانطور که نوشتم سال های دانشکده من همزمان با اوج اعتصاب هابود دریکی ازاین اعتصاب ها رییس دانشگاه برای گوش مالی دانشجویان تصمیم به انحلال ترم گرفت وثبت نام مجدد اعلام کرد تا از دانشجویان تعهد بگیرد تعدادی از دانشجویان ازجمله خود من در ثبت نام شرکت نکردیم وبا اجازه شما این جناب با این که ترم را منحل اعلا م کرده بودند تمام واحدهایی که در ان ترم گرفته بودیم F(صفر) اعلام نمودند تا درس عبرتی شود برای ما ودیگران و با 5/19 واحد صفر در آن ترم معدل های 3 به 2 کاهش یافت . به هرحال درهمان ترم من ازدواج کردم وبه قول دوستان بی کار ننشستم . وآخر آن که سال های خوش دانشجویی با یک ترم اضافه تر دربهمن 55 به پایان رسید ودر اسفند همان سال پسرم سیامک به دنیا آمد. واکنون دارای چهار فرزند هستم به نام های سیاوش وهدیه وهما البته آقا سیاوش من علاقه ایی به وبلاگ نویسی ندارد. وبلا گهای دیگری که معرفی می کنم: باغ شقایق ٬ آموزش شیمی ٬ کامپیوتر ٬ رقص پروانه ها ٬
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 6:57 توسط هوشمند
|
|
|||||
|
|||||